یه خواب بود؛
اما نه از آن خواب‌هایی که صبح بیدار شوی و تا ظهر یادت برود.
ناصرخسرو در اوج زندگی دیوانی و خوش‌گذرانی بود که شبی در خواب، مردی روبه‌رویش ایستاد و حرفی زد که تمام حساب‌وکتاب زندگی‌اش را به‌هم ریخت؛ حرفی درباره مستی، عقل و راهی که باید انتخاب می‌کرد.
ناصرخسرو پرسید: «پس کدام طرف بروم؟»
و آن مرد، راه قبله را نشانش داد.
صبح که بیدار شد، دیگر آدم شب قبل نبود.
فهمید فقط از خواب یک‌شبه بلند نشده؛ باید از خواب چهل‌ساله‌اش هم بیدار شود.
مقام و آسایش را گذاشت و زد به دل جاده؛
سفری که از مکه گذشت، به
| # | Наименование новости | Тональность | Информативность | Дата публикации |
|---|---|---|---|---|
| 1 | حکیمی که به جرم اندیشیدن تکفیر شد ؛ ناصرخسرو | 0 | 5.59 | 17-07-2026 |
| 2 | چرا ناصرخسرو کتابش را به یک دلاک داد؟ | 0 | 5.18 | 14-07-2026 |
| 3 | پاسخ بدون تعارف ناصرخسرو به دعوت شاه! | 0 | 6.92 | 15-07-2026 |
| 4 | حکیمی که به جرم اندیشیدن تکفیر شد! ناصرخسرو | 0 | 6.94 | 18-07-2026 |
| 5 | به پیشگاه تو جان را چرا نثار نکردم؟ | 0 | 9.25 | 20-08-2026 |
| 6 | آرزوی دانش‌آموز مینابی که در بهشت برآورده شد! | 0 | 6.32 | 28-07-2026 |
| 7 | این راه، جامانده ندارد! | 0 | 10 | 03-08-2026 |
| 8 | آخرین وصیت شهید راه مشروطه برای مردم ایران! ؛ شیخ فضل الله نوری | 0 | 6.01 | 30-07-2026 |
| 9 | من زیر پرچم دشمن بروم؟ هرگز! ؛ شیخ فضل الله | 0 | 6.21 | 30-07-2026 |
| 10 | مهم ترین خواسته‌ی اکبر عبدی از خدا ! اکبر عبدی | 0 | 6.01 | 26-07-2026 |