جالب است ۰
کمتر رئیسجمهوری در سالهای اخیر توانسته است تا این اندازه میان «جنگ» و «صلح»، «تهدید» و «مذاکره» و «حمله» و «عقبنشینی» در نوسان باشد که دونالد ترامپ در پرونده ایران چنین کرده است. یک روز از حمله و نابودی سخن میگوید، روز دیگر از مذاکرات سازنده؛ یک روز احتمال حمله نظامی را بالا میبرد و روز دیگر اعلام میکند آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای به ایران حمله نخواهد کرد.
این تناقضها را نمیتوان صرفاً به بیثباتی گفتاری ترامپ نسبت داد. در سیاست ترامپ، ابهام خود به یک ابزار تبدیل شده است؛ ابزاری برای فشار بر ایران، مدیریت افکار عمومی آمریکا و البته تأثیرگذاری بر انتظارات اقتصادی و بازارهای جهانی. در روزهای اخیر نمونه روشنی از این مسئله دیده شد. پس از انتشار گزارشهایی درباره احتمال حمله آمریکا به ایران پیش از انتخابات سوم نوامبر، قیمت نفت جهش کرد؛ اما پس از اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا پیش از انتخابات به ایران حمله نخواهد کرد و مذاکراتی «سازنده» در جریان است، قیمت نفت عقب نشست و بازارهای سهام نیز بخشی از افت خود را جبران کردند.
این واکنش سریع بازارها، یک واقعیت مهم را نشان میدهد: در شرایط ژئوپلیتیک امروز، یک جمله ترامپ میتواند میلیاردها دلار را در چند ساعت جابهجا کند.نفت مهمترین نمونه است. هر بار احتمال بستهشدن یا بازگشایی مسیرهای انرژی، بهویژه تنگه هرمز، مطرح میشود، بازار نفت با افزایش یا کاهش ریسک عرضه واکنش نشان میدهد. گزارشهای اخیر نیز نشان دادهاند که اختلاف روایت واشنگتن و تهران درباره مذاکرات و آینده تنگه هرمز مستقیماً بر قیمت نفت اثر گذاشته است. اما مسئله مهمتر، ماهیت این اظهارات متناقض است.
ترامپ بهخوبی میداند که بازارها بیش از آنکه به جزئیات مذاکرات دیپلماتیک توجه کنند، به تیترهای خبری واکنش نشان میدهند. جملهای درباره «حمله قریبالوقوع» میتواند قیمت نفت را بالا ببرد و سهام شرکتهای انرژی را تقویت کند؛ جملهای درباره «مذاکرات سازنده» میتواند ریسک جنگ را کاهش دهد، نفت را پایین بیاورد و به سهام شرکتهای وابسته به رشد اقتصادی کمک کند.نمونههای ماههای گذشته نیز نشان دادهاند که سخنان ترامپ درباره ایران بارها با حرکتهای شدید بازار همراه شده است. در یک مورد، پس از اعلام پایان توافق موقت با ایران، شاخص S&P 500 کاهش یافت و قیمت نفت افزایش پیدا کرد.
از این منظر، باید پرسید: آیا همه این تناقضها صرفاً بخشی از تاکتیک مذاکره با ایران است یا بازار نیز به یکی از مخاطبان اصلی پیامهای ترامپ تبدیل شده است؟پاسخ قطعی به این پرسش نیازمند شواهد مالی و اطلاعات معاملاتی است و نمیتوان بدون سند، ترامپ یا دولت آمریکا را متهم به دستکاری بازار کرد. اما نمیتوان یک واقعیت را نیز نادیده گرفت: وقتی یک سیاستمدار با یک پیام، قیمت نفت، شاخصهای سهام و انتظارات سرمایهگذاران را بهسرعت جابهجا میکند، اظهارات او دیگر فقط «خبر سیاسی» نیست؛ خودش به یک متغیر اقتصادی تبدیل شده است.
حتی موضوع معاملات مشکوک نیز پیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در ماه آوریل، کاخ سفید به کارکنان خود درباره سوءاستفاده از موقعیت و اطلاعات برای شرطبندی در بازارهای آتی هشدار داد؛ همزمان گزارشهایی درباره معاملات بزرگی که اندکی پیش از برخی تصمیمات مربوط به ایران انجام شده بود، منتشر شد و همین مسئله پرسشهایی درباره احتمال استفاده از اطلاعات غیرعمومی ایجاد کرد. این موضوع البته بهخودیخود اثباتکننده دستکاری بازار نیست، اما اهمیت نظارت بر ارتباط میان تصمیمات سیاسی و معاملات مالی را نشان میدهد. از سوی دیگر، بازارها نیز بهتدریج در حال آموختن هستند که هر تهدید ترامپ الزاماً به معنای جنگ نیست. تحلیل بلومبرگ نشان میدهد واکنش نفت به سخنان ترامپ درباره ایران در ماههای اخیر نسبت به ابتدای بحران کاهش یافته و معاملهگران بیش از گذشته به جریان واقعی نفت و محمولههای انرژی توجه میکنند، نه صرفاً به اظهارات سیاسی. بنابراین شاید بتوان رفتار ترامپ را در سه سطح تحلیل کرد: فشار سیاسی بر ایران، مصرف داخلی و انتخاباتی در آمریکا، و مدیریت انتظارات اقتصادی.
انتخابات سوم نوامبر نیز این معادله را پیچیدهتر کرده است. افزایش قیمت انرژی و تورم میتواند برای دولت آمریکا هزینه سیاسی داشته باشد؛ به همین دلیل فاصله میان تهدید نظامی و تلاش برای آرامکردن بازار ممکن است بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد جنگ و قیمت بالای انرژی به یکی از نگرانیهای جدی افکار عمومی آمریکا تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، ایران نباید هر اظهارنظر ترامپ را بهعنوان یک تصمیم قطعی نظامی یا دیپلماتیک تلقی کند. بخشی از این سخنان ممکن است برای ساختن فضای روانی باشد؛ بخشی برای مذاکره، بخشی برای مصرف انتخاباتی و بخشی نیز برای تأثیرگذاری بر رفتار بازارها.مسئله اصلی اینجاست که وقتی «جنگ» و «صلح» تبدیل به تیترهای روزانه بازار میشوند، سرمایهگذاران کوچک و اقتصادهای آسیبپذیر قربانی نوسانهای ناشی از سیاست میشوند.شاید امروز پرسش مهمتر از اینکه «ترامپ بالاخره به ایران حمله میکند یا نه؟» این باشد: ترامپ از هر بار گفتنِ «حمله» یا «مذاکره»، چه چیزی به دست میآورد و چه کسانی از نوسان ایجادشده در بازارها سود میبرند؟این پرسش، مرز میان دیپلماسی، جنگ روانی و اقتصاد سیاسی را روشنتر میکند؛ مرزی که در سیاست ترامپ علیه ایران، روزبهروز باریکتر شده است.
فرهاد خادمی
https://siasatrooz.ir/vdcfvcdyxw6dmxa.igiw.html
| # | Наименование новости | Тональность | Информативность | Дата публикации |
|---|---|---|---|---|
| 1 | Why Iran Escalates | 0 | 10 | 01-10-2026 |
| 2 | Трамп рассказал о положении дел в Иране | 0 | 10 | 29-09-2026 |
| 3 | Пекинский рычаг: почему Трампу выгодно подключить Китай к миру с Ираном | 0 | 9.38 | 04-10-2026 |
| 4 | The Iranian President’s Bizarre Meeting With the Supreme Leader | 0 | 7.16 | 06-08-2026 |
| 5 | Путин и Трамп обсудили ситуацию вокруг Ирана | 0 | 6.92 | 09-10-2026 |
| 6 | Бить или не бить — вот в чем вопрос // Востоковед Фархад Ибрагимов — о планах Дональда Трампа в отношении Ирана | 0 | 8.74 | 06-10-2026 |
| 7 | Irán desafía la nueva guerra económica de Trump después de décadas de sanciones | 0 | 7.43 | 20-08-2026 |
| 8 | Что сказать, Трамп, как всегда, в своей "фирменной" манере нашел ... | 0 | 5.26 | 03-10-2026 |
| 9 | Trump se arriesga a enfrentarse a China para imponer la asfixia económica a Irán | 0 | 7.12 | 26-08-2026 |
| 10 | Irán desafía la nueva guerra económica de Trump después de décadas de sanciones | 0 | 7.43 | 20-08-2026 |